
الیویا ایرلند

الیویا ایرلند

محمد مالجو
واکنش تند سلطنتطلبان به هشتگِ «از دموکراسی بگو» را نمیتوان صرفاً به اختلاف سلیقۀ سیاسی تقلیل داد. این هشتگ دقیقاً شکافی نظری را برجسته میکند که در قلب پروژۀ سلطنتطلبی نهفته است: مسئلۀ منشأ قدرت سیاسی و سازوکارهای مهار آن.
تا زمانی که اعتراضها در سطح نفی جمهوری اسلامی باقی بماند، سلطنتطلبی میتواند خود را بدیلی عملی معرفی کند. اما بحث دموکراسی که به میان آید، پرسش از آیندۀ قدرت پیش کشیده میشود. اینجاست که ابهامها شکل میگیرد.
گفتمان سلطنتطلبانه بیش از آن که مبتنی بر نهادها باشد بر شخصیت و نماد استوار است. تمرکز بر «شاهزاده» نه در قالب یک بازیگر سیاسیِ پاسخگو بلکه در هیئت محور وحدت ملی در واقع بازتولید همان منطق تمرکز قدرتی است که تاریخ معاصر ایران بارها هزینههایش را پرداخته است. هشتگِ «از دموکراسی بگو» این منطق را از سطح
جمهوری اسلامی بارها در آستانه فروپاشی تصور شده است؛ از پایان جنگ ایران و عراق تا جنبش سبز، اعتراضات دی ۹۶، آبان ۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات خونین ۱۴۰۴. با این حال، نظامی که بسیاری آن را گرفتار بحرانهای ساختاری میدانند، همچنان پابرجاست. راز این دوام چیست؟ آیدین اخوان در این مقاله توضیح میدهد که دوام جمهوری اسلامی را نمیتوان صرفاً با ارجاع به سرکوب توضیح داد؛ پاسخ را باید در شبکهای پیچیده و اقتدارگرایانه از ایدئولوژی، سرکوب، اقتصاد رانتی و مدیریت ترس جستوجو کرد.
تفاسیر و دستهبندی بعضا نادقیقی از رژیم اسلامی حاکم بر ایران ارايه میشود، اما تقریبا معارضی برای اقتدارگرا دانستن آن وجود ندارد. شاید برخی با دلایلی که بتوان آنها را در مواردی موجه دانست، نظام را نزدیکتر به تمامیتخواهی توصیف کنند اما آنچه متفکرانی چون آصف بیات بر آن اشتراک نظر دارند «استبداد دینی» بودنِ این رژیم است. استبداد در معنای خودکامگی و فراتر از قانون بودن حاکمی است که به میل و تشخیص خود حکم میراند، نه بر اساس اصول پذیرفته شده از سوی جامعه و محدودکنندهی قدرت او. آنچه پس از انقلاب و در نتیجهی تعارض و رقابت نیروهای سیاسی مشارکت کننده در انقلاب ۵۷ تکوین یافت، به توفق

حسین نوشآذر ـ در فضای پساسرکوب، پرخاش به سبک هویتی تبدیل شده است. دکتر علیاصغر فرداد، روانکاو، در گفتوگویی تحلیلی، ریشههای این پدیده را در «همانندسازی با متجاوز»، «سوگ انجامنشده» و «فرافکنی درماندگی» میداند و هشدار میدهد: این خشمِ سازمانیافته، اگرچه انسجام کاذب میآفریند، در نهایت بازتولیدکنندهٔ منطق همان سرکوبی است که مدعی نفی آن است.
میگویند اسبها در سربالایی همدیگر را گاز میگیرند. خشم اما با خشم، درماندگی هم با درماندگی تفاوت دارد. تمایز کلیدی میان خشم ناخودآگاه و خشم آگاهانه-ابزاری در منشأ، کارکرد و جهتگیری آن است: خشم ناخودآگاه، واکنشی روانشناختی و خودجوش به رنج، ترس یا ناتوانی یا درماندگیست. وقتی دستت دیگر به هیچ جا بند نیست، فحش میدهی. چون چارهای جز آن نداری. خشم اما گاهی به ویژه در عرصههای سیاسی و اجتماعی آگاهانه به عنوان یک ابزار برای ایجاد هژمونی به کار گرفته میشود. خشم آگاهانه-ابزاری، یک استراتژی سیاسی حسابشده است که در آن نخبگان یا گروههای قدرت، این هیجان را تشخیص داده، آن را تحریک، جهتدهی و سازماندهی میکنند تا انرژی آن را به سمت
عبدالوهاب بدرخان
علی خامنهای، رهبر جمهورى اسلامى ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را «مجرم» خواند و او را مسئول اعتراضات در ایران دانست. ترامپ نیز در پاسخ، خامنهای را «مردی بیمار» توصیف کرد و گفت که بهدلیل «سوءمدیریت» او، کشورش به «بدترین مکان جهان برای زندگی» تبدیل شده است.
این جنگ لفظی، یک روز پس از فروکشکردن بحرانی که میرفت به جنگی قریبالوقوع منجر شود، نشان داد که بحران، همچنان گشوده باقی مانده و تماسهای میان دو طرف هنوز به دادهها و نشانههای کافی برای بازگشت به مسیر مذاکرات با این فرض که اصولاً مذاکره بتواند به آرامشی پایدار بینجامد، نرسیده است.
چنین تنشزدایی نیز بعید به نظر میرسد، چرا که نظام ملایان نه به خطاهای خود اذعان میکند و نه بهدنبال راهحلهایی خارج از چارچوب ایدئولوژیک خود است. در مقابل، ترامپ هفتهای پرتنش
هم میهنان گرامی
مردم شریف و آزادیخواه کوردستان
روز دوم بهمن ماه، ٧٧ سال از تاسیس اولین جمهوری کوردستان می گذرد. 2 بهمن ماه و جمهوری کوردستان برای ملت کورد، نوید مکملی از نوستالژی پر از افتخار و نقطه عطفی واضح و مبرهن در تاریخ نوین جنبش ملی - دمکراتیک ملت کورد و کوردستان بزرگ می باشد. جمهوری کوردستان و ٢ بهمن ماه در یادمان عصر طلایی از استقرار و تحکیم حاکمیت برای ملت کورد به شمار میآید. در باب این یادبود ملی که بازخوانی چرخشی اصولگرایانه ولی رمانتیک مابانه از عالم ذهن و خیال، به جهان عینی و واقعی از حاکمیت و رهایی ملی است که در عصر درخشش، آزادی و امنیت پایدار، خیر و برکت، سعادتمندی برای ملت کورد، برگ زرینی را نمایان و شکوفا کرده است. به همین خاطر است که روز 2 بهمن ماه برای تمامی ملت کورد و جریانات سیاسی و ملی به عنوان اوج اقتدار و عظمت و عزت ملی گرامی داشته میشود.
اهمیت 2 بهمن ماه در آن است که دقیقا در همان روز بود که برای نخستین بار حکومتی دفاکتوی کوردی در منطقهای با وسعت محدود ولی با پیام ملیگرایی و گفتمانی از کوردستان بزرگ تاسیس شد، تحت حاکمیت همین جمهوری دفاکتوی کوردستان درسال 1324 خورشیدی بود که مردم کورد برای اولین طعم واقعی حاکمیت کوردی و آزادی و صلح و عدالت و توسعه را چشیده، و با اعتماد به نفس بالایی عظمت و شکوه تمدن تاریخی خود را باز یافتند.
در جمهوری کوردستان به شیوه سیستماتیک، تدریس و تحصیل به زبان کوردی
الاهە نجفی
گزارش فیلتربان با عنوان «ایران وارد عصر جدیدی از انزوای دیجیتال میشود»، که در ۱۵ ژانویه/۲۵ دی منتشر شده، حاکی از آن است که مقامات جمهوری اسلامی مدل سنتی سانسور گسترده اینترنت را کنار گذاشته و به استراتژی «انزوای دیجیتال مطلق» روی آوردهاند؛ این رویکرد شامل قطع دائمی دسترسی عمومی به اینترنت جهانی و تبدیل آن به یک «امتیاز دولتی» برای افراد واجد شرایط امنیتی است.
این گزارش، بر اساس اطلاعات محرمانه و منابع دولتی، تأکید میکند که قطعی اینترنت از ۸ ژانویه/۱۸ دی، همزمان با سرکوب اعتراضات حداقل تا نوروز ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶) ادامه خواهد داشت و بخشی از پروژهای محرمانه برای ایجاد «اینترنت پادگانی» تحت سلطه قرارگاه خاتمالانبیا است، که با اقداماتی مانند جمعآوری دیشهای ماهوارهای، مسدودسازی
حسین رزاق
این یادداشت کشتار معترضان بیدفاع را نشانهی زوال قدرت حاکمیتی میداند که بهجای تولید رضایت، به حذف فیزیکی و شکستن روح جمعی متوسل شده است. در برابر این خشونت، جامعه بهتدریج از خشمِ صرف عبور کرده و به پرسشهای دشوارتری رسیده است: چگونه میتوان ایستاد و همزمان هزینهی جان را کاهش داد؟ این نوشته با نقد اپوزیسیون منجیگرا و ادبیات جنگی هشدار میدهد که هر فراخوان بیمحابا و رمانتیزهکردن مرگ، خیانت به جانهای از دسترفته است. راه رهایی، نه در انتظار «لحظهی نهایی»، بلکه در مقاومت انباشتی و خشونتپرهیز، عقلانیکردن خشم و پذیرش مسئولیت سیاسی جمعی معنا مییابد.
کشتار عام مردم بیدفاع در اعتراضات اخیر، زخمی تازه بر پیکر جامعهای است که در اینسالها بارها سوگ را تجربه کرده است. جانهایی از دست رفت که هر یک جهانی از امید، رابطه، آینده و امکان بودند؛ جوانانی که نه سلاحی در دست داشتند و نه جز مطالبهی زندگی نرمال و شایسته، جرمی مرتکب شده بودند. هیچ تحلیلی، هیچ نظریهای
رضا جاسکی
مردم ایران شجاعانه در گوشهوکنار کشور، علیرغم سرکوب خشونتآمیز نیروهای نظامی جمهوری اسلامی هر روز به خیابان میروند، تا از حکومت اسلامی گذر کنند. آنها جان خود را به خطر میاندازند تا بتوانند آینده بهتری را برای خود رقم زنند، آگاه از این که ممکن است هرگز به خانه برنگردند. در میان تظاهرکنندگان گرایشات متفاوت سیاسی وجود دارد و قطعاً بخشی از این افراد طرفدار رضا پهلوی هستند. در این مورد نیازی به بحث و جدل نیست و همه در این مورد توافق دارند. مسلماً گرایشات مختلف، نظرات متفاوتی در مورد رقبای سیاسی خود دارند و لازمهی ایجاد یک ایران بهتر، قبل از هر چیز به رسمیت شناختن حضور نیروهای گوناگون، و امکان دادن فضای آزاد نقد و بررسی به همه آنها میباشد. در شرایط سخت امروز، ایجاد همبستگی بین نیروهای مختلف تنها راز پیروزی است. این نکتهای است که بارها توسط دیگران به شکل بهتری به آن اشاره شده است. از این رو، نیازی به نوشتن این مقاله وجود نداشت اگر برخی از طرفداران سلطنت، به ویژه روزنامهنگاران که بایستی
سعد بن طفله العجمی
فضای منطقه خلیج آکنده از ناآرامی است؛ اعتراضهایی که دو هفته پیش در کشور همسایه، ایران، آغاز شد و همزمان تهدیدهای آمریکا مبنی بر مداخله نظامی در صورتی که مقامات ایرانی دست به کشتار معترضان بزنند؛ تهدیدی که گزارشهای خبری درز کرده نیز آن را تأیید میکنند. این پرسش مطرح است که آیا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تهدید خود برای حمله به ایران را عملی خواهد کرد؟
احتمال چنین اقدامی وجود دارد؛ چراکه ترامپ تابستان گذشته به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد و همچنین با حمایت از اسرائیل در حملهاش به ایران، در مقابله با واکنش تهران و موشکهای بالستیک


