حسن نادری
«میهنپرستی مدرن، میهنپرستی واقعی، تنها میهنپرستی منطقی است که وفاداری به ملت در همه حال و وفاداری به دولت در زمانی است که شایستهاش باشد.» مارک تواین (Mark Twain)، نشریه نورث امریکن ریویو، شماره ۵۸۰ (مارس ۱۹۰۵).
«برای آزادی، لازم نیست
حسن نادری
«میهنپرستی مدرن، میهنپرستی واقعی، تنها میهنپرستی منطقی است که وفاداری به ملت در همه حال و وفاداری به دولت در زمانی است که شایستهاش باشد.» مارک تواین (Mark Twain)، نشریه نورث امریکن ریویو، شماره ۵۸۰ (مارس ۱۹۰۵).
«برای آزادی، لازم نیست
راغده درغام
نشست سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» در آنکارا یک رویداد دیپلماتیک عادی نبود و اهمیت آن نه در بازتأیید انسجام این پیمان و نه در عبور از اختلافات میان اروپا و آمریکا خلاصه میشد. این نشست، انتقال آمریکا از یک جنگ ناقص و محدود با نظام ایران به سوی راهبردی مبتنی بر فرسایش سازمانیافته را آشکار کرد؛ راهبردی که ترکیبی از حملات نظامی متوالی، فشار اقتصادی شدید و تضعیف توانایی ایران برای استفاده از تنگه هرمز و بازوهای
فرسودگی ساختمانها، کمبود شدید آب و شیوع بیماری مسری گال در زندان تهران بزرگ، زندگی هزاران زندانی را به شرایطی غیرانسانی تبدیل کرده است. در حالی که زندانیان جرایم مالی در واحد پنج از امکانات بهتری برخوردارند، محرومیت از حداقلهای بهداشتی در واحد یک، کرامت انسانی زندانیان را نشانه رفته است. محمد مقیمی، وکیل پایهیک دادگستری، با تأکید بر اینکه این وضعیت «فراتر از یک نقص مدیریتی» و «نقض آشکار حق
عبدالوهاب بدرخان
هدف اصلی از برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر پیشین رژيم جمهورى اسلامى ایران این است که سرفصلی برای بازگشت ایرانِ «قدرتمند» از مسیر سرگردانی میان دو جنگی باشد که ضعفهای نظامی این نظام را آشکار و توان آن را تضعیف کردند. همچنین عبور از تحریمهایی که اقتصاد ایران را فرسوده کرده و همچنان ادامه دارند، و ماجراجوییهایی که بهطور مستمر بیاعتمادی میان تهران و تمامی طرفهای
حازم صاغيه
این سطور بنا ندارند بحثها و استدلالهای موافق و مخالف درباره «توافق چارچوب» لبنان–اسرائیل را تکرار کنند؛ زیرا این بگومگوها امروز به مجموعهای از مطالب تکراری شباهت دارند که تنها با فشردن یک دکمه، بهطور خودکار بازتولید میشوند که پاسخهای حاضر- آماده را نیز در پی دارند.
اما مسئلهای که شایسته درنگ است، موضوع مسئولیت جمعی است؛ مفهومی که آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. این مسئولیت، در اینجا، از سیاست به معنای متعارف آن فراتر میرود و به

ابولفضل حاجی زادەگان
بر اساس این یافتهها، بهنظرم منطق اعتراضات ۱۴۰۴ را نمیتوان بدون اعتنا به مسیرهایی که معترضان در سالهای گذشته طی کردهاند فهمید. کشتهشدگان دی ۱۴۰۴ تقریباً به همان اندازه معترض (ناراضیِ تغییرخواه) بودند که در سال ۱۴۰۱ بودند؛ اما از غمشان (نارضایتی منفعلانه) کاسته شده و تابآوریشان (نارضایتی مقاوم) بیشتر شده بود
جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ چه کسانی بودند؟ در کدام شهرها زندگی میکردند و به کدام نسل تعلق داشتند؟ چند سال داشتند و سهم زنان در میان آنان، در مقایسه با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بیشتر بود یا کمتر؟
در صفحههای شخصی و شبکههای اجتماعی آنان نام کدام هنرمندان، خوانندگان یا ورزشکاران بیش از دیگران تکرار میشد؟ به چه نوع موسیقی گرایش داشتند، چه کتابهایی میخواندند و چه رؤیاها و دغدغههایی داشتند؟ نگاه
سام منسی
مبانی یا شعارها به اندازه منافع، بر سیاستهای کشورهای بزرگ حاکم نیست؛ در حالی که شخصیت رهبران و جاهطلبیهای سیاسی آنها گاهی اثرات آشکاری بر این سیاستها میگذارد.
در وضعیت کنونی ایالات متحده، محاسبات اصلی دولت با شیوه خاص دونالد ترامپ درهم میآمیزد که بر عملگرایی، معاملهگری و جستوجوی دستاوردهای کیفی استوار است که نام او را با خود دارد.
در زمانی که واشینگتن با چالشهای راهبردی بیسابقه اقتصادی و فناوری روبهرو است؛ از رقابت با چین گرفته تا مسابقه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته، خاورمیانه دیگر جایگاه پیشین

سمیه رستمپور
پهلویگرایی فقط نوستالژی سلطنتطلبانه یا واکنشی به خشونت جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه یکی از صورتهای دیاسپوراییِ فاشیستیشدن جهانی است: آمیزهای از نوستالژی اقتدارگرا، خیالپردازیهای امپریالیستی، ناسیونالیسم تهاجمی، چپستیزی، خصومت با بهحاشیهراندهشدگان، و همسویی با بازآرایی جنگطلبانهٔ سرمایهداری
آغاز این دههٔ تازه، ایدهای ساده اما دردناک را به یادمان میآورد: پشت هر فاشیسمی، انقلابی شکستخورده نهفته است… ضدانقلاب صرفاً عملیاتی جهانی برای ضدشورش نیست؛ و فقط هم

ترجمهی: دلشاد عبادی
این فصل به یکی از اصیلترین تأملاتی میپردازد که در دفترهای زندان گرامشی یافته میشود: اندیشههای او دربارهی ماهیت سیاست، بسط نظریهای از دولت و نسبت آن با جامعهی مدنی، و تلاشش برای ترسیم شکلی از سیاست انقلابی که متناسب با جوامع پیچیدهی مدرن باشد؛ راهبردی که گرامشی نام جنگ موضعی بر آن نهاد. این بخش حدود ۱۵۰ صفحه از گزیدههایی از دفترهای زندان را دربر میگیرد و از حیث تراکم تأمل و تحلیل، بهغایت غنی است؛ هرچند

چیمن جوانرودی
تاریخ سلطه مردان بر ساختارهای قدرت، صرفاً تاریخ برتری جسمانی یا پیروزی در جنگها نیست، بلکه تاریخ تولید و بازتولید گفتمانی است که طی هزاران سال، نابرابری میان زنان و مردان را «طبیعی»، «الهی»، «عقلانی» و «قانونی» جلوه داده است. نظام مردسالاری برای حفظ اقتدار خود تنها به زور و خشونت متکی نبوده، بلکه همواره از دین، فلسفه، اسطوره، ادبیات، قانون، علم و سنت بهعنوان ابزارهای مشروعیتبخش بهره گرفته است. این گفتمانها


